الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

269

الغدير ( فارسى )

از زنى ، چند مجموعه يادداشت به پنج درهم خريد . يك جزوهء آن به خط ابو على بن مقله بود . با دلال گفت تا زنك را حاضر ساخت و به دو گفت : در ميان نسخه‌ها يك جزوه با خط ابن مقله يافتم ، اگر مايلى اينك جزوه را بگير و اگر بهاى آن را طالبى ، اينك پنج درهم ديگر از آن تست . آن زن پنج درهم را بگرفت و دعايش كرد و رفت . شريف رضى مردى بخشنده و باسخا بود . « 1 » 4 - ابن ابى الحديد ، در شرح نهج البلاغة گويد : رضى در مدتى اندك ، پس از دوران سى سالگى قرآن را حفظ كرد و بخش مهمى از فقه و فرايض را فراگرفت . دانشمندى اديب و شاعرى ماهر بود ، با نظمى روان و فصيح و الفاظى پرمعنى و بليغ ، در پرداختن قافيه توانا و در ساختن انواع شعر مقتدر كه اگر در وادى تغزل گام زند و به ياد معشوق ترانه و غزل ساز كند ، احساس لطيف و خيال دلپذيرش شگفتيها به بار آرد و اگر در ميدان ثنا و ستايش تازد و با نظمى سهل و روان ، به صيد معانى پردازد ، هيچ شاعرى به گرد او نرسد و اگر در سوك و ماتم ، به سوز درون دامن زند ، بر همهء ماتم‌سرايان سبقت گيرد ؛ با همهء اينها ، دبيرى سخندان بود و پارسايى نيك‌نفس و والاهمتى پاىبند به احكام دين كه از هيچ‌كس صله و جايزه نپذيرفت ، حتى جوايز پدرش را بازمىگرداند . 5 - باخرزى مىنويسد : در محفل پيشوايان ، صدرنشين و در مجلس بزرگان ، صاحب پايگاه برترين است . اگرش من زبان به ستايش گشايم ، چنان است كه به خورشيد تابان گويم : وه چه پرتوى ! و يا به گلزار گويم : چه خرم و زيبايى ! او راست شعرى بديع كه اگر به مفاخره برخيزد ، بر آخرين مدارج عظمت برشود و عقد ثريا بر تارك نهد و اگر راه تشبيب و غزل پويد ، احساس لطيفش از نسيم سحرى سبق جويد ، تا آنجا كه هرگاه غزليات پرشورش بر سخندان ماهر خوانده شود ، شيفته و شيدا ، فريادش به « آفرين » برآيد و بر شور و شعف فزايد . اگر به ستايش محبوبگان زبان بگشايد ، با ترانه‌هاى شيوا ، چون مشاطه‌اى باشد در كنار پريچهرگان رعنا ، و چون به ثناى ممدوحى سخن ساز كند با قصايد دلربا ، عقل به حيرت آيد كه شاعر نبوغ خود را جلوه‌گر ساخته يا عظمت ممدوح را . به هرحال چون

--> ( 1 ) . المنتظم : 7 / 279 .